غزل و تعبیر شماره 112
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 112 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 112 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow14
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 112: آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرين داد صبر و آرام تواند به من مسکين داد وان که گيسوی تو را رسم تطاول آموخت هم تواند کرمش داد من غمگين داد من همان روز ز فرهاد طمع ببريدم که عنان دل شيدا به لب شيرين داد گنج زر گر نبود کنج قناعت باقيست آن که آن داد به شاهان به گدايان اين داد خوش عروسيست جهان از ره صورت ليکن هر که پيوست بدو عمر خودش کاوين داد بعد از اين دست من و دامن سرو و لب جوی خاصه اکنون که صبا مژده فروردين داد در کف غصه دوران دل حافظ خون شد از فراق رخت ای خواجه قوام الدين داد تعبیر غزل 112: در راه رسیدن به مقصود و مراد دل ناامید و مایوس نباشید، فاصله زیادی تا پیروزی ندارید و با کمی تلاش بیشتر به وصال یار خواهید رسید.وقتی به ثروت رسیدید قناعت پیشه کنید تا خداوند مال و ثروت را چندبرابر کند. برای برآورده شدن حاجات، از پایمال کردن حق دیگران بپرهیزید. به خاطر جمال زیبا و جوانی مغرور نباشید که هیچیک ماندگار نخواهد بود.با توکل بر خدا و امید به پیش بروید و شک و دودلی را کنار بگذارید.

: موسوی گرمارودی، امیر رضایی
…