غزل و تعبیر شماره 102
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 102 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 102 این آلبوم بهادار می‌باشد

4 هفته پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow18
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 102: دوش آگهی ز يار سفرکرده داد باد من نيز دل به باد دهم هر چه باد باد کارم بدان رسيد که همراز خود کنم هر شام برق لامع و هر بامداد باد در چين طره تو دل بی حفاظ من هرگز نگفت مسکن مالوف ياد باد امروز قدر پند عزيزان شناختم يا رب روان ناصح ما از تو شاد باد خون شد دلم به ياد تو هر گه که در چمن بند قبای غنچه گل می‌گشاد باد از دست رفته بود وجود ضعيف من صبحم به بوی وصل تو جان بازداد باد حافظ نهاد نيک تو کامت برآورد جان‌ها فدای مردم نيکونهاد باد تعبیر غزل 102: حسرت گذشته را می خورید و یاداوری خاطرات شیرین گذشته شما را شاد می کند. زمانی که از هفت دولت آزاد بوده و ایام خوشی را می گذراندید. نیاز به کسی دارید که سنگ صبورتان شده و همراه و مونس شما باشد. مدتی است نسبت به توانایی های خود شک کرده و احساس ضعف و ناتوانی می کنید، بهتر است افکار منفی را کنار گذاشته و اعتماد به نفس خود را بالا ببرید. به اندرز افراد باتجربه گوش دهید که در مشکلات و سختی ها بسیار کارگشا خواهد بود. قدر پدر و مادرتان را بدانید و در رضایت آن ها بکوشید. تا پایان عمر با نام نیک زندگی خواهید کرد.

: موسوی گرمارودی، امیر رضایی
…