غزل و تعبیر شماره 85
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 85 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 85 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow15
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 85: شربتی از لب لعلش نچشيديم و برفت روی مه پيکر او سير نديديم و برفت گويی از صحبت ما نيک به تنگ آمده بود بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت بس که ما فاتحه و حرز يمانی خوانديم وز پی اش سوره اخلاص دميديم و برفت عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد ديدی آخر که چنين عشوه خريديم و برفت شد چمان در چمن حسن و لطافت ليکن در گلستان وصالش نچميديم و برفت همچو حافظ همه شب ناله و زاری کرديم کای دريغا به وداعش نرسيديم و برفت تعبیر غزل 85: متاسفانه قدر کسی که برای تان ارزش زیادی داشته را ندانسته و امروز حسرت روزهای گذشته را می خورید که چرا باعث رنجش و آزارش شدید و او را از دست دادید. اما افسوس برای گذشته سودی ندارد و آن روزها برنمی گردد. اکنون وقت تکبر و غرور نیست، بهتر است غرور خود را کنار گذاشته و برای آشتی و دلجویی از او پیش قدم شوید تا به لطف خداوند دوباره به وصال یار برسید. از رحمت خداوند ناامید نشوید و هرچه زودتر اقدام کنید.

: موسوی گرمارودی، ندا گلرنگی
…