غزل و تعبیر شماره 84
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 84 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 84 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow17
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 84: ساقی بيار باده که ماه صيام رفت درده قدح که موسم ناموس و نام رفت وقت عزيز رفت بيا تا قضا کنيم عمری که بی حضور صراحی و جام رفت مستم کن آن چنان که ندانم ز بيخودی در عرصه خيال که آمد کدام رفت بر بوی آن که جرعه جامت به ما رسد در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت دل را که مرده بود حياتی به جان رسيد تا بويی از نسيم می‌اش در مشام رفت زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه رند از ره نياز به دارالسلام رفت نقد دلی که بود مرا صرف باده شد قلب سياه بود از آن در حرام رفت در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود می ده که عمر در سر سودای خام رفت ديگر مکن نصيحت حافظ که ره نيافت گمگشته‌ای که باده نابش به کام رفت تعبیر غزل 84: قدر روزهای عمر را ندانسته و آن را به بطالت گذرانده اید. غرور بیجا و تکبر باعث شده نه از گذشته خود متاعی باارزش به امروز بیاورید نه برای آینده برنامه درستی داشته باشید. اگرچه حسرتی که به دل نشسته عمیق است اما هنوز هم می توانید از جای برخاسته و از نو شروع کنید. غرور را کنار بگذارید و برای آینده خود برنامه ریزی کنید. توبه کلید جبران گذشته و جلا دهنده قلب می باشد. به خداوند توکل کنید و ناامیدی را کنار بگذارید.

: موسوی گرمارودی، ندا گلرنگی
…