غزل و تعبیر شماره 70
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 70 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 70 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow5
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 70: مردم ديده ما جز به رخت ناظر نيست دل سرگشته ما غير تو را ذاکر نيست اشکم احرام طواف حرمت می‌بندد گر چه از خون دل ريش دمی طاهر نيست بسته دام و قفس باد چو مرغ وحشی طاير سدره اگر در طلبت طاير نيست عاشق مفلس اگر قلب دلش کرد نثار مکنش عيب که بر نقد روان قادر نيست عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد هر که را در طلبت همت او قاصر نيست از روان بخشی عيسی نزنم دم هرگز زان که در روح فزايی چو لبت ماهر نيست من که در آتش سودای تو آهی نزنم کی توان گفت که بر داغ دلم صابر نيست روز اول که سر زلف تو ديدم گفتم که پريشانی اين سلسله را آخر نيست سر پيوند تو تنها نه دل حافظ راست کيست آن کش سر پيوند تو در خاطر نيست تعبیر غزل70: به دیگران تکیه نکنید و با اتکا به توانایی ها و استعداد های خودتان، کارها را انجام دهید. به زودی چنان موفقیت عظیمی به دست خواهید آورد که مورد حسادت عده ای واقع می شوید و همگان در حیرت فرو خواهند رفت.طالع شما بلند است و دست به هرچیزی می زنید طلا می شود. در این روزهای خوشی ، از احوال دیگران غافل نباشید و سعی کنید تا آن جایی که در توان دارید باری از دوش خلق خدا بردارید.

: موسوی گرمارودی، ندا گلرنگی
…