غزل و تعبیر شماره 52
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 52 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 52 این آلبوم بهادار می‌باشد

4 هفته پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow12
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 52: روزگاريست که سودای بتان دين من است غم اين کار نشاط دل غمگين من است ديدن روی تو را ديده جان بين بايد وين کجا مرتبه چشم جهان بين من است يار من باش که زيب فلک و زينت دهر از مه روی تو و اشک چو پروين من است تا مرا عشق تو تعليم سخن گفتن کرد خلق را ورد زبان مدحت و تحسين من است دولت فقر خدايا به من ارزانی دار کاين کرامت سبب حشمت و تمکين من است واعظ شحنه شناس اين عظمت گو مفروش زان که منزلگه سلطان دل مسکين من است يا رب اين کعبه مقصود تماشاگه کيست که مغيلان طريقش گل و نسرين من است حافظ از حشمت پرويز دگر قصه مخوان که لبش جرعه کش خسرو شيرين من است تعبیر غزل 52: خستگی بر شما غلبه کرده و احساس می کنید راه گریزی از شرایطی که در آن هستید ندارید، به خداوند متعال توکل کنید و امید خود را از دست ندهید. زودرنج هستید و زود از کوره در می روید، مراقب باشید چون ممکن است اطرافیان را از خود رنجانده و پشیمان شوید. برای رسیدن به مقصود و هدفی که دارید تلاش و کوشش و فداکاری لازم است. فقر و بی پولی شما را کلافه کرده و می خواهید هر چه زودتر از آن خلاص شوید، نگران نباشید و به حضرت دوست توکل کنید که به زودی مشکلات برطرف خواهد شد و دیگران در معجزه ای که برای شما رخ می دهد حیرت زده می شوند. دیگران را ببخشید و از کینه توزی برحذر باشید.

: موسوی گرمارودی، ندا گلرنگی
…