هواداری فوتبال - از آبی تا آزادی
pause

هواداری فوتبال - از آبی تا آزادی این آلبوم بهادار می‌باشد

هواداری فوتبال - از آبی تا آزادی این آلبوم بهادار می‌باشد

1 سال پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow0
  • thumb_up 0
  • more_vert

تو این قسمت داستان هواداری فوتبال و راهیابی به ورزشگاه رو از زبان خانومها می شنوی، حکایت محدودیت، تبعیض، ممنوعیت و درنهیات شاید بشه گفت رسیدن به آزادی، توی قسمت پنجم پادکست با موضوع "هواداری فوتبال" از ریشه های هواداری و دلیل علاقه به تیم حرف زدیم، از ارزش های هواداری و رابطه باشگاه و هوادار گفتیم، این قسمت ادامه قسمت "هواداری فوتبال" هستش، اما جدا از قسمت پنجم تهیه شده و هویت مستقلی نسبت به قسمت پنجم پادکست داره و تمرکزش روی راهیابی خانومها به ورزشگاه ها است. فدراسیون فوتبال ایران به عنوان عضوی از فیفا، بایستی به تمامی قوانین این فدراسیون پایبند باشه، ماده ۱۳ این اساس‌نامه و همین‌طور بند چهارم از کدهای آئین نامه جدید انضباطی فیفا تاکید می‌کنند: «هرگونه اعمال تبعیض شامل جنسیتی، مذهبی، ملی، نژادی، رنگ و قومیتی از سوی تمامی نهادها و شخصیت‌های فوتبال جهان ممنوع است.» همین قانون نشون میده درخواست زنهای ایرانی برای حضور غیر گزینشی در ورزشگاه در تمام طول این سالها خواسته به حق، طبیعی و قانونی بوده؛ خواسته ایی که با اصرار، صبر، مطالبه و هزینه های بعضا کیفری و صدمات جانی همراه بوده، خواسته ایی که درنهایت با کمک فیفا و همکاری فدراسیون در بازی ایران و کامبوج به حقیقت پیوست. اما این بی انصافیه اگر همه این اعتبار رو به پای فیفا بگذاریم، پس نقش دخترها، زن ها و یک عده خیلی خیلی خیلی کمی از آقایون که از این حق دفاع می کردن چی میشه ؟ اگر همه این سالها زنان ایرانی مستمر به این تبعیض اعتراض نمی کردن و براش هزینه نمی دادن فیفا صدای زنها رو می شنید ؟ زنهای ایرانی با زنهای ژاپنی، عراقی، کره ایی و یا سوری که در همه این سالها تو ورزشگاه آزادی جایگاه داشتن چه فرقی میکنن ؟ یه سوال مهم تر، اصلا قانونی برای ممنوعیت ورود زنها به ورزشگاه وجود داره ؟ تو همه این سالها وقتی به خانومهایی که جلو استادیوم با شوق و ذوق جمع شده بودن تا بازی تیم محبوبشون رو ببین میگفتن زیرساخت ها آماده نیست، اون زنها چه حسی بهشون دست می داد، چی فکر می کردن ؟ خیلی از ما تجربه ایی از تبعیض و ممنوعیت ورود به یک مکان رو نداریم، برای همین، ممکنه درک حس ممنوعیت برای ما مشکل باشه، هدیه تا وقتی در ایران حضور داشت، درهای آزادی برای دیدن فوتبال به روش بسته بود، شراره بالاخره این فرصت رو پیدا کرد که بدون تبعیض بلیط بگیره و بازی تیم ملی رو از نزدیک تماشا بکنه، مهتاب همچنان تلاش میکنه تا درهای ورزشگاه ها در ایران برای همه زن ها در همه شهرها باز بشه و میگه تا وقتی این اتفاق نیفته پاش رو به ورزشگاه نمیگذاره، تو این قسمت شراره، هدیه و مهتاب داستان علاقه مند شدن به فوتبالشون رو تعریف میکنن، حس تلخ ممنوعیت به ورزشگاه رو برامون توضیح میدن و بالاخره از اولین تجربه حضور در ورزشگاه حرف میزنن، جایی که همیشه توی خیالشون تصورش میکردن، جایی که وقتی برای اولین بار بهش پا گذاشتن ... متفاوت از چیزی بود که تو خیالشون تو همه این سالها ساخته بودن.

: -
…