ما چگونه ما شدیم؟ ؛ معرفی کتاب
play_arrow

ما چگونه ما شدیم؟ ؛ معرفی کتاب این آلبوم بهادار می‌باشد

ما چگونه ما شدیم؟ ؛ معرفی کتاب این آلبوم بهادار می‌باشد

1 سال پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow110
  • thumb_up 0
  • more_vert

کتاب ما چگونه ما شدیم به قلم دکتر صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران نوشته شده و به ریشه‌یابی علل عقب‌ماندگی در ایران به همراه نقد‌ها و نظر‌ها می‌پردازد. این کتاب طی ۲۲ سال - از بهار ۷۴ تا ۹۶ - ۲۷ بار تجدید چاپ شده است. این کتاب، تاریخی، تحلیلی و کاملا علمی است که دکتر زیباکلام آن را فارغ از هرگونه تعصبات نژادی و قومی نوشته است. ما چگونه ما شدیم در برابر تفکر رایج «استعمار، ریشه عقب ماندگی» نظریه جدید و قابل تاملی را طرح می‌کند و به شما می‌گوید چرا ایران الان در جایگاه‌ کنونی‌اش قرار دارد. عامل اصلی عقب ماندگی و استعمارشدگی خود ما ایرانیان هستیم. متن این اثر کاملا روان بوده و به هیچ وجه شما را دچار خستگی و کسالت نخواهد کرد. خود زیباکلام (Sadegh Zibakalam) در مورد کتاب ما چگونه ما شویم (How Did We Become What We Are) می‌گوید: داستان باز مى‌گردد به سال‌هاى 1364 1363. من در آن سال‌ها وارد دوره دکترا در دانشگاه برادفورد انگلستان شده بودم و به دنبال نقطه شروعى براى تزم بودم. رساله‌ام پیرامون انقلاب اسلامى ایران بود؛ یا درست‌تر گفته باشم، اینکه چرا و چه شد که آن انقلاب رخ داد. رژیم مقتدر، پر صلابت و باثبات پهلوى دفعتاً آنچنان دچار بحران و مصیبت گردید و در میان بهت و ناباورى مخالفین و موافقین آنگونه سقوط کرد. در آن سال‌ها نیز همچون امروز، بلکه به مراتب پررنگ‌تر، پاسخ اصلى به این سؤال آن بود که برویم به سروقت پانزده خرداد سال 1342 و گمشده خود را از آنجا پى گیریم. اما نظرى که من داشتم با این روایت فرق مى‌کرد. من معتقد بودم که رمز و راز سقوط پهلوى‌ها و پیروزى انقلاب و تأسیس نظام اسلامى، على‌رغم شگفتى و به دور از انتظار بودنش، در مجموعه تحولات سیاسى و اجتماعى تاریخ معاصر ایران نهفته است. به اعتقاد من، انقلاب اسلامى حرکتى بود در ادامه مبارزات قبلى مردم ایران علیه استبداد، خودکامگى حکومت، فقدان آزادى، فساد دولتى، نبود انتخابات آزاد و... در صورت پذیرش نظریه فوق، سؤال بعدى این مى‌شد که این مبارزات از چه زمانى و چگونه آغاز شد. پاسخ این سؤال در حقیقت مى‌شد آغاز کار رساله من. با یک نگاه اجمالى، شروع مبارزات ضد استبدادى در ایران باز مى‌گردد به اواخر عصر قاجار و نهضت مشروطه. بنابراین شروع کار رساله‌ام شد بازگشت به ایران اواخر قرن نوزدهم. در بررسى ایران عصر قاجار در قرن نوزدهم بود که شکل و شمایل پرسشى که زمینه ساز نگارش ما چگونه، ما شدیم گردید به تدریج در ذهنم شکل گرفت. اتفاقى برایم افتاد آن بود که یک «چرا» در ذهنم پیدا شد. چرا شاهان ما فاسد و بد بودند؟ چرا شاهان فرانسه یا انگلستان همه بد و فاسد نبودند؟ چرا رجال ما در عصر قاجار سرسپرده به سفارتخانه‌هاى خارجى بودند؟ چرا رجال انگلستان، روسیه یا فرانسه سرسپرده و وابسته نبودند؟ چرا در جامعه ما کسى با علوم جدید آشنا نبود و از مدرسه و دانشگاه خبرى نبود اما در بسیارى از کشورهاى دیگر اینگونه نبود؟ چرا کشورهاى دیگر در فیزیک، شیمى، بیولوژى یا اقتصاد، محقق، عالم و دانشمند داشتند، در حالى که در ایران ما کسى حتى با نام این علوم هم آشنا نبود؟ چرا محصولات صنعتى کشورهاى دیگر به دنیا صادر مى‌شد، در حالى که در ایران ما یک کارخانه مدرن هم نبود؟ چرا کشورهاى دیگر راه‌آهن، قطار و تراموا داشتند در حالى که در ایران درشکه و گارى هم نبود؟ چرا برخى از مردمان کشورهاى دیگر مى‌دانستند که در آن طرف دنیا چه مى‌گذرد، در حالى که مردم در یک شهر ایران نمى‌دانستند که در شهر و روستاى همجوارشان چه خبر است، چه رسد به اینکه بدانند در کشورهاى دیگر و در آن سر دنیا چه مى‌گذرد. چرا که اساساً ارتباطى با بیرون از شهر و روستایشان نداشتند؟ همه معلومات و اطلاعات من پیرامون عصر قاجار دفعتً برایم بدل شد به یک علامت سؤال: چرا ایران آن همه دچار ضعف، انحطاط، بى‌خبرى و عقب‌ماندگى شده بوده؟

: پیمان رشادی
…