سر بی‌گناه

در حال بارگذاری پخش کننده ...

داستان شب

این کتاب صوتی 3 بار پسندیده شده
سر بیگناه پای دار میره بالای دار نمیره. سر بی گناه پای دار میره بالای دار نه! سر بی گناه. بی گناه...

از روزی که حکمش رو دادن فقط این جمله رو با خودش تکرار می کرد. به امید این جمله روزها رو سپری می کرد. سحر توی انفرادی که بود همش با خودش حرف می زد. می گفت من از مردن نمی ترسم. من از این جوری مردن می ترسم!...

برچسب های این کتاب صوتی


نظرات کاربران درباره این کتاب صوتی


کاربر مهمان
  • کاربر مهمان
    کاربر مهمان :
    موفق باشید
  • کاربر مهمان
    کاربر مهمان :
    موف باشید