داستان شب

خشکسالی

با صدای آرش بابایی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

355 بازدید

2 پسندیده شده

رایگان

داستان شب

خشکسالی

با صدای آرش بابایی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

2 پسندیده شده

داستان شب

خشکسالی

با صدای آرش بابایی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

2 پسندیده شده

داستان شب

خشکسالی

با صدای آرش بابایی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

2 پسندیده شده

توضیحات

گرد مرده پاشیده روی ده ، بی آبی . کرور کرور اهالی بقچه بسته اند ریز و خرد اثاثشان را به قصد رفتن. مردان ده سرافکنده از بی محصولی زمین و تلف شدن دام هایشان ، روی نگاه در چشم زن و بچه های گرسنه شان را ندارند. دومین سال خشکسالی ، بی زراعتی و بی عوایدی رعیت امان خان برید و او را دق مرگ پیشامد های ده کرد و نفس برید. با نفس بریدن خان ، رعیت هم برید از آسمان و طاق شد طاقتش . آخرین ریش سفیدان ده که تا حرف رفتن می آمد...

لینک شبکه های اجتماعی

https://t.me/dastaneshab


تگ‌های مرتبط

تبلیغات

آلبوم

ردیف عنوان مدت زمان قیمت
1 خشکسالی 22:58 رایگان پخش

نظرات

ali ghaemi

خیلی جالب و آموزنده بود برای هر انسان نا امیدی!!!!!!!!!!!!!! با تشکر از شنوتو....

  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران در وب سایت منتشر خواهد شد.