کلبه‌ای در مزرعه برفی
pause

کلبه‌ای در مزرعه برفی این آلبوم بهادار می‌باشد

کلبه‌ای در مزرعه برفی این آلبوم بهادار می‌باشد

3 سال پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow1,126
  • thumb_up 1
  • more_vert

چمدانش را می بست. بدون اینکه غرغرهای زنش را بشنود که : "می خوای کجا بری مرد؟ مگه به سرت زده ؟! " سال ها پیش نیز به فکر رفتن افتاده بود. اما ترسیده بود . ترسیده بود خیلی چیزها را از دست بدهد. مثلا خانه ، زن و پسرش را که دیگر برای خودش مردی شده و رفته بود سراغ زندگی خودش . حالا دیگر نمی ترسید. احساس می کرد اگر به راه نیفتد ممکن است دیر شود . شاید هم اصلا دیر شده بود که آن روز صبح وقتی از خواب بیدار شد ناگهان هوای رفتن کرد ...

: علیرضا عباسی
…