داستان شب

افطار با عشق

با صدای فریدون محرابی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

389 بازدید

1 پسندیده شده

رایگان

داستان شب

افطار با عشق

با صدای فریدون محرابی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

داستان شب

افطار با عشق

با صدای فریدون محرابی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

داستان شب

افطار با عشق

با صدای فریدون محرابی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

توضیحات

اواسط رمضان بود و تمامی ساعت های ایران درست ساعت سه بعدازظهر را نشان می دادند. گرما، لب های روزه داران را خشک تر کرده بود. در گرمای 42 درجه تهران، ایستگاه سر اتوبان نیایش که تاکسی های خطی و غیرخطی نگه می دارند، خرماپزان بود! شنیدم دختری به دوستش گفت :" این راننده ها پوستشونو کجا شکلاتی کردن؟" اعتراف می کنم خنده ام گرفت! ...
داستان "افطار با عشق"
نویسنده : فاروق مظلومی
خوانش : فریدون محرابی

لینک شبکه های اجتماعی

https://t.me/dastaneshab


تگ‌های مرتبط

تبلیغات

آلبوم

ردیف عنوان مدت زمان قیمت
1 افطار با عشق 09:31 رایگان پخش

نظرات

  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران در وب سایت منتشر خواهد شد.