داستان شب

سپرده به زمین

با صدای پویا پزشکیان

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

523 بازدید

1 پسندیده شده

رایگان

داستان شب

سپرده به زمین

با صدای پویا پزشکیان

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

داستان شب

سپرده به زمین

با صدای پویا پزشکیان

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

داستان شب

سپرده به زمین

با صدای پویا پزشکیان

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

توضیحات

طاهر آوازش را در حمام تمام کرد و به صدای آب گوش داد. آب را نگاه کرد که از از پوست آویزان بازوهای لاغرش با دانه های تند پایین می رفت. بوی صابون از موهایش می ریخت. هوای مه شده ای دور سر پیرمرد می پیچید. آب طاهر را بغل کرده بود. وقتی که حوله را روی شانه هایش انداخت احساس کرد کمی از پیری تنش به آن حوله بلند و سرخ چسبیده است و واریس پاهایش اصلا درد نمی کند...
داستان "سپرده به زمین"
نویسنده : بیژن نجدی
خوانش : پویا پزشکیان

لینک شبکه های اجتماعی

https://t.me/dastaneshab


تگ‌های مرتبط

تبلیغات

آلبوم

ردیف عنوان مدت زمان قیمت
1 سپرده به زمین 15:24 رایگان پخش

نظرات

  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران در وب سایت منتشر خواهد شد.