داستان شب

انفجار بزرگ

با صدای پویا پزشکیان

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

828 بازدید

1 پسندیده شده

رایگان

داستان شب

انفجار بزرگ

با صدای پویا پزشکیان

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

داستان شب

انفجار بزرگ

با صدای پویا پزشکیان

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

داستان شب

انفجار بزرگ

با صدای پویا پزشکیان

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

توضیحات

می گویم چرا کسی زنگ نمی زند بگوید: فضل الله خان ! اولین دندون پسرم کیومرث ، همین امروز صبح نیش زد. می شنوی امین آقا؟ این ها همه شان فقط بلدند نفوس بد بزنند. ناله کنند که : عمه جانم فوت کرده! دنده هام . این دنده راستم . اینجام درد می کنه! آن وقت من حرفی نمی زنم. چندین و چند سال است . می شنوی زن ؟ پای راستم دائم ، انگار که گر گرفته باشد می سوزد. اما من حرفی نمی زنم. رفیق راه پیری من است این درد...
داستان "انفجار بزرگ"
نویسنده : هوشنگ گلشیری
خوانش : پویا پزشکیان

لینک شبکه های اجتماعی

https://t.me/dastaneshab


تگ‌های مرتبط

تبلیغات

آلبوم

ردیف عنوان مدت زمان قیمت
1 انفجار بزرگ 32:29 رایگان پخش

نظرات

کاربر مهمان

از این بدتر نمی‌شد این داستان را خواند

  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران در وب سایت منتشر خواهد شد.