داستان شب

لاک صورتی

با صدای نوشین فراحمدی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

784 بازدید

1 پسندیده شده

رایگان

داستان شب

لاک صورتی

با صدای نوشین فراحمدی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

داستان شب

لاک صورتی

با صدای نوشین فراحمدی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

داستان شب

لاک صورتی

با صدای نوشین فراحمدی

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

1 پسندیده شده

توضیحات

بیش از سه روز نتوانستند امام زاده قاسم بمانند. هاجر صبح روز چهارم بقچه خود را بست و با شوهرش عنایت الله دوباره راه افتادند. عصر یک روز وسط هفته بود. زن و شوهر سلانه سلانه تا تجریش قدم زدند. در آنجا هاجر از اتوبوس شهر بالا رفت و شوهرش جعبه ی آینه به گردن راه نیاوران را در پیش گرفت. در این سه روزی که امام زاده قاسم مانده بودند، نتوانسته بود حتی یک تله موش بفروشد. هاجر شاید 25 سال داشت...
داستان "لاک صورتی"
نویسنده : جلال آل احمد
خوانش : نوشین فراحمدی

لینک شبکه های اجتماعی

https://t.me/dastaneshab


تگ‌های مرتبط

تبلیغات

آلبوم

ردیف عنوان مدت زمان قیمت
1 لاک صورتی 17:53 رایگان پخش

نظرات

  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران در وب سایت منتشر خواهد شد.