داستان شب

مرا صدا کن

با صدای محمدامین چیت گران

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

541 بازدید

0 پسندیده شده

رایگان

داستان شب

مرا صدا کن

با صدای محمدامین چیت گران

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

0 پسندیده شده

داستان شب

مرا صدا کن

با صدای محمدامین چیت گران

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

0 پسندیده شده

داستان شب

مرا صدا کن

با صدای محمدامین چیت گران

انتشار 1 سال پیش

گروه پادکست‌های شعر و ادبیات

0 پسندیده شده

توضیحات

اول اینجا تو آسایشگاه به من می گن حصیر بباف ، نقاشی کن، خط بنویس اما من به کی بگم مادرزاد غواصم . بابام هم غواص بود. بابای بابام . اون هم بابای بابای باباش و بازم بابای باباش. همگی غواص بودند. بچه که بودم وقتی به بابام گفتم من رو کی می بری دریا ؟ بهم نگاه کرد و گفت : بِچه هر موقع قدت اندازه مو شد می بِرومت دِریا. منم بهش نگاه کردم و بی اعتنای نگاه من می رفت که بره دریا...
داستان "مرا صدا کن . . ."
نویسنده و خوانش : محمدامین چیت گران

لینک شبکه های اجتماعی

https://t.me/dastaneshab


تگ‌های مرتبط

تبلیغات

آلبوم

ردیف عنوان مدت زمان قیمت
1 مرا صدا کن 11:07 رایگان پخش

نظرات

  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران در وب سایت منتشر خواهد شد.