مردی که برنگشت
shenoto.com

مردی که برنگشت

2

760

2 سال پیش

توضیحات

شب اول که ابراهیم نیامد ، تا صبح خواب به چشمش نیامد و هی از این دنده به آن دنده شد. تا سپیده صبح که هول هولکی پاشد احمدی و ممدی رو به زور از جا بلند کرد. یکی یک تکه نان داد دستشان . چادرش را انداخت سرش و تا سر پل تجریش برسد، همه اش را دوید. تو اتوبوس که نشست تازه به صرافت افتاد که یکی از بچه ها می توانست روی زانویش بنشیند و یکیم کنارش بایستد! اصلا زن جماعت کم عقل است. کاش خدا زن جماعت را اصلا خلق نمی کرد!!!... داستان “مردی که برنگشت" ‏‎نویسنده : سیمین دانشور ‏‎خوانش : نوشین فراحمدی

گویندگان:

نوشین فراحمدی

تاریخ انتشار:

2 سال پیش

Shenoto Plus

قسمت‌ها

1

مردی که برنگشت


760
2
00:14:26
shenoto album comment

نظرات

نظری ثبت نشده است

برای ارسال نظر ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.