شب بدری
pause

شب بدری این آلبوم بهادار می‌باشد

شب بدری این آلبوم بهادار می‌باشد

4 سال پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow1,218
  • thumb_up 0
  • more_vert

• S1 9:20 اگر روز بود بهتر می توانست به خودش برسد. کاش دانسته بود که مرد امشب می آید. کاش کسی به او خبر داده بود. قابلمه و فانوس را جلوتر کشید. صورتش در آینه نمایان تر شد و زردتر نمود با سرخاب درست می شود. صدای پارس سگی او را ترساند . انتظارش را نداشت . برگشت و باز جلوی آینه تا شد . قلم سرمه دار را بر موژه ها کشید. با شتاب می کشید. تا رسیدن مرد به خانه دقایقی بیش نمانده بود. سیاهی سرمه موژه ها را بلندتر و براق تر می نمود. لحظه ای از قلم زدن دست برداشت و به قرص صورت نگاهی انداخت. حالا نوبت آن یکی چشم است که ناگهان یکی در زد... • داستان"شب بدری" نویسنده :قاضی ربیحاوی خوانش : نوشین فراحمدی

: نوشین فراحمدی
…