غربت

در حال بارگذاری پخش کننده ...

سهراب سپهری

1 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید
غربتماه بالای سر آبادی است اهل آبادی در خواب  روی این مهتابی خشت غربت را می بویم باغ همسایه چراغش روشن  من چراغم خاموش  ماه تابیده به بشقاب خیار به لب کوزه آب غوک ها می خوانند مرغ حق هم گاهی کوه نزدیک من است : پشت افراها سنجد ها وبیابان پیداست سنگ ها پیدا نیست گلچه ها پیدا نیست سایه هایی از دور مثل تنهایی آب مثل آواز خدا پیداست نیمه شب باید باشد دب کبر آن است : دو وجب بالاتر از بام  آسمان آبی نیست روز آبی بود بروم باغ حسن، گوجه و قیسی بخرمیاد من باشد فردا لب سلخطرحی از بزها بردارمطرحی از جاروهاسایه‌هاشان در آب.یاد من باشدهرچه پروانه که می‌افتد در آبزود از آب درآرم.یاد من باشد کاری نکنمکه به قانون زمین بربخورد.یاد من باشد فردا لب جویحوله‌ام را هم با چوبه بشویم.یاد من باشد تنها هستم.ماه بالای سر تنهایست .

برچسب های این فایل صوتی


    هیچ برچسبی ثبت نشده است.

نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان
    هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.