من می خوام بر گردم به کودکی

در حال بارگذاری پخش کننده ...

حسین پناهی

2 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید
3من می خوام بر گردم به کودکی دیگه چی؟کم و کسری نداری؟ دیگه چیزی نمی خوای؟کمکم کن نازی.ما باید خوب بخوابیم تا بتونیم فردا , برسیم به کارمون !اگه ما کار نکنیم چطوری جوراب و شلغم بخریم؟های, های, به هیچی اعتماد نکناگه خواستی از خونه بری بیرونبی چراغ دستی و بی کلاه و شال , بیرون نرو!ممکنه , خورشید یه هو سقوط کنهیا یهو یخ بزنهما چرا می بینیم؟ما چرا می فهمیم؟ما چرا می پرسیم؟خودتو میشناسی؟من خودم یک سایه م.منو چی؟یادت می آم؟سایه ای در سایۀ یک سایه.چت شده یهوکی؟چیزی نیست!تو سرم, تو سرم, روی شاخ ممکن , بوف کور میخونه ,اون ورش تو جادهء ناممکن برف ریز می بارهتو هستی پیچ اضافی آوردمنمی دونم اون پیچ مال بودِ یا نبود؟!گمونم باز فلسفم عود کرده!آخ خدا مرگم بده! "هِگِلِت"؟نه بابا !"هگل" رو یه بار عمل کردمَُ رفت پی کارش,با پول گوشواره های تو و عینک ته استکانی خودم!سرت خارش نداره؟ نمی خوای شاخ در آری؟مگه من کرگدنم؟آدمی چون عاقله به شاخ نیازی نداره!البته یادم هستاین که ما مستعد تبدیلیم.نگاه کن!منو فرشته می بینی؟نه بابا! تو آدمیرنگ چشمم؟میشیقد؟قد یه سرو!اصل و تبار ایرانی.ما چرا دماغمون پنگوله؟ رنگمون قهوه ایه , پاهامون باریکه؟چون که از نژاد زرتشت هستیم.خسته ای از هیات رنگینم؟نازی جان ....مرغ عشق از قفسش دررفتهشیرین خانم تو حموم سونا حوصلش سر رفتهاون هم فرهادشدیش شو داده به اسمال آقاجاش یه دیزی خورده بی نعنا , بی نعناعمفشو رو گل رز فین میکنهقسم بخور....!جان ِ.....سکوت....!بیباکی یا بزدل؟می ترسی از فردا؟روز نو , روزی نو؟ راه نو , گیوۀ نو؟می ترسی؟می دونم!باز داری جوش می زنی که زبونت لال لال , یه وقت ارسطوم نباشه.واه  واه  واه...!افاده ها طوق طوق سگا به دورش وق و وقخودشو با کی طاق میزنه؟!خودمو با کی دارم طاق میزنم؟ارسطو آدم بود , دندون داشت , تو خونش آهن بود ,مثل یک سنگ که آهن داره , وقتی که خواب کم داشت ,چشماش قرمز می شد,فلسفه یعنی رنج!افتخاره که بگی رنجورم؟رنج یعنی خورشید !اگه خیلی دلخوری از اغراق , رنج یعنی فرمول !رنج یعنی امکانرنج  یعنی خانهیعنی شربت و قرص و دوا رنج یعنی یخچالرنج یعنی ماشینسنگ چخماق بهتره یا کبریت؟پیه سوز روشن تره یا چلچراغ؟تلفن راحت تره یا فریاد؟وقتی فهمیدم زمین , توی تسبیح کرات , یکدونه ست....جنسش هم از خاکهسنگش هم جور واجوره , ماهی و علف داره , بهار و پائیز داره ,خیالم راحت شد.دیگه وقت زایمان , نمی ترسم از " آل" ,چون به بازوی چپم , سرم خون می زنندنمی ترسم از غولنمی ترسم از سلچون که در کودکی واکسینه شدمخوشبختم , خیلی هم خوشبختم.کار کردن یه چیز و خوشبختی یه چیز دیگه ست !عاشق خرابه و تاریخی؟کاروانهای شتر , خمره های کهنه , سکه های زنگار؟یعنی چه این حرفا؟شرق ذهنت , ابن خلدونت نیست؟تو اصلا ویرانه می بینی تا برای سوسمارش جا تعیین بکنی؟من گفتم ویرانه , منظورم تجزیه بود , جای سوسمارش هم تحلیلم.حالیت نیست؟ مثل این که بعضی چیزا حالیمه! کهنه در برکهء نو غلت می زنه و نو میشه!قلبت بهتر از چشات می بینه؟چی چی یو؟حقیقتو؟حقیقت یه لحظه ست: تفسیر یک تعبیرهنمی شه یه لحظه رو کشش بدیم؟کش به درد تنبون " کانت " میخوره! کش یعنی سردرد ! کش یعنی سیگار , کش یعنی تکرار ,کش یعنی لیسیدن یک کاغذ بی مصرف که یه روز لای اون شکلات پیچیده بود. ما چرا می بینیم؟ما چرا می فهمیم؟ما چرا می پرسیم؟؟؟؟؟

برچسب های این فایل صوتی


    هیچ برچسبی ثبت نشده است.

نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان
    هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.