چهل سالگی ...

در حال بارگذاری پخش کننده ...

محمد عابد

0 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید
روزی من چهل ساله میشوم
و موهایم جوگندمی
حتما بازهم شبها تنهایی قدم میزنم
و بازهم هدایت میخوانم
آن روزها کم حرف تر و آرام تر میشوم
کمتر میخندم ، بیشتر نگاه میکنم و عمیق تر فکر
حتی شاید سه شنبه ای بیاید و فراموشم شود
در انقلاب سیگار کشیدن به چه معناست
حتما توهم کمتر چشمانت میدرخشد
و به آراستگیِ قبل نیستی
و هرگز خاطرت نیست نقاشی ام
میان کدام کتابِ فراموشی ات خاک میخورد
و اصلا برایت مهم نیست
تنها مخاطب زندگیِ یک مرد بودن چه حسی دارد
لابد ، آن موقع دخترت عاشق شده
و سعی داری انتخاب منطقی را یادش دهی
و برای دوست داشتنش، دلیل عقلانی بخواهی
و یکروز که سعی داری هوای یک عشق را از سر دخترت بپرانی
باهم ، سری به کتاب های دانشگاهی ات میزنید
ناخودآگاه خشکت میزند و یک لبخند عمیق
از انبار کهنه دلت بیرون می آید
نفست حبس میشود و من را بیاد می آوری
و مقایسه بین یک همکلاسی دیوانه دوران جوانی ات
با شریک زندگی کنونی ات
گند بزند به تمام دلایل منطقی ات
و بلاخره در چهل سالگی ، متوجه میشوی
عاشقی منطق ندارد و دوست داشتن ، دلیل...

مهدی بهرامی...

برچسب های این فایل صوتی


نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان
    هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.