فصل اول کتاب «غرب چگونه غرب شد؟»

در حال بارگذاری پخش کننده ...

صادق زیباکلام

21 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید
ما و غرب: روایت یک کج فهمی تاریخ
فایل صوتی فصل اول کتاب «غرب-شد" class="bold f-dn" target="_blank">غرب چگونه غرب شد؟»
با صدای نویسنده کتاب: صادق زیباکلام

برچسب های این فایل صوتی


نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان
  • کاربر مهمان
    کاربر مهمان :
    اصلاحیه
    با سلام حضور جناب آقای زیبا کلام : در قسمت های اول این کتاب (ما وغرب)بسیار عالی تاریخ معاصر ایران را با دید تحلیلی بیان داشته اید که واقعاً قابل تقدیر است . اما اینکه گفته اید ما در علوم انسانی ضعیف هستیم و بدلیل اینکه قسمتی از دیدگاههای اسلامی با دیدگاههای مارکسیسم و حزب توده اشتراک دارد؛ فلسفه و دیدگاههای (تیوری) ناب اسلامی را برگرفته از مارکسیسم و مبتنی بر آن می دانید؛ اشتباهی دیدگاهی و نظری است که شما به آن مبتلا شده اید. این موضوع نشان از این دارد که مطالعات و اطلاعات کمی از فلسفه اسلامی و متون ناب اسلامی دارید که برای کوچکترین جنبه های زندگی انسان هم برنامه دارد به طوریکه در قرآن حتی به ذره المثقال نیز اشاره شده است که هر شر و بدی و خیر و خوبی در زندگی انسان تاثیر گذار است. یا اینکه در جای دیگری از قرآن آمده که «ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم» قرآن انسان را به استوار ترین راهها هدایت می کند. در این خصوص توصیه به شما، مطالعه بیشتر و بهتر متون غنی اسلامی از جمله آثار ارزشمند استاد مطهری است که خودتان نیز از وی بعنوان یک چهره مقبول یاد می کنید. اینکه می گویید فرهنگ غرب به عنوان یک ایدیولوژی انسان مدار توانسته است در مقابل اسلام ایستاده و برای بشریت سعادت را به ارمغان آورد؛ سخنی بسیار نسنجیده و یا از روی غرض می باشد. زیرا چنانچه بدیهی است و تاریخ هم بیانگر آن است. اگر غرب به این پیشرفت و توسعه یافتگی رسیده است؛ بدلیل انتقال مفاهیم و علوم و روش های علمی وتجربی اسلامی به آن کشور ها در زمان جنگ های صلیبی و تصرف اندلس توسط کشور های اسلامی و تعاملات پس از آن است . در غیر اینصورت غرب همچنان در تاریکی های نادانی و جهالت زمان سلطه کلیسا و رنسانس باقی می ماند و زمان بسیار طولانی تری برای خروج از آن وهم و ضلالت نیاز داشت و چه بسا آن دوران می توانست حتی تا به امروز نیز ادامه داشته باشد. دنیای غرب در درون حوامع خود سعی در پاک کردن این تاثیر پذیری معجزه آسا داشته است. دنیای غرب دچار ضعف های ایدیولوژی است. حکومت های غربی با استفاده کالا گونه از زن و اصول ضد انسانی و بهره کشی از مردم و استعمارگری ای که در جهان براه انداخته اند و صدها سال است منابع و انسانیت دیگر کشور ها را را به یغما برده و بشریت ساکن در کشورهای مورد تهاجم را در کشور خود بسان حیوانی (مثلاً مردم ویتنام را به عنوان حشراتی بی ارزش) معرفی می کنند که حق حیات ندارند. زیر پا گذاشتن اصول بدیهی اخلاقی و بهره کشی ظالمانه از انسان فقط یکی از نقاط تضاد اسلام با غرب است که شما به راحتی از کنار آن گذشته و آنرا ورای مباحث خود می دانید. اما مباحث شما دقیقاً نیاز به بیان این مبانی دارد. چون مبنای گفته های شما این واقعیات است که شما بنا به دلایلی که خود بهتر می دانید که بیان این مسایل می تواند همه گفته های شما را مخدوش و از درجه اعتبار ساقط نماید. اما شما با ظرافت هرچه تماتم تر از کنار آنها میگذرید تا به هدف خود که توجیه عملکرد غرب و ماجه جلوه دادن آن است برسید . اما اگر کسی با داشتن اندکی اطلاعات به گفته های شما دقت کند متوجه این امر می شود که شما با گفته هایی که دارای ابهامات زیادی است و از گفتن حقیقت طفره می رود سعی در القای امری را دارید که از بنیان اشتباه است. سوال دیگر این است که چرا شما صدور انقلاب را که برای آگاهی بخشی به دیگر ملل مظلوم دنیاست و خود سببی برای تقویت نهضت اسلام گرایی است را نادرست می پندارید؟ مگر شما یک انسان معتقد به خدا نیستید که در 1400 سال پیش در قرآن گفته است ما بصورت دایم در حال گستردن و توسعه آسمان ها هسیتم و حالا پس هزاران سال تازه انسان _با فن آوری هایی که با عقلی که خود، بوجود آمده توسط خداوند و از عجایب خلقت است_پی به توسعه آسمان ها و کهکشان ها برده است و اینرا کشف خود می داند؛ در صورتیکه خداوند در 1440 سال(قمری) قبل این موضوع که از معجزات بدیهی قرآن است به پیامبر امی و درس نخوانده خود الهام کرده است. موارد از این دست اگر در قرآن سیر کنید بسیار دیده می شود. نتیجه اینکه نظرات شما پایه و اساس نظری و تاریخی صحیحی ندارد و به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست.
    علی محمدی کارشناس ارشد جامعه شناسی 10/10/1395



  • کاربر مهمان
    کاربر مهمان :
    با سلام حضور جناب آقای زیبا کلام : در قسمت های اول این کتاب بسیار عالی تاریخ معاصر ایران را با دید تحلیلی بیان داشته اید واقعاً قابل تقدیر است . اما اینکه ما در علوم انسانی ضعیف هستیم و بدلیل اینکه قسمتی از دیدگاههای اسلامی با دیدگاههای مارکسیسم و حزب توده اشتراک دارد . فلسفه و دیدگاههای (تیوری) ناب اسلامی را برگرفته از مارکسیسم و مبتنی بر آن می دانید اشتباهی دیدگاهی و نظری که شما به آن مبتلا شده اید. ونشان از این دارد که مطالعات و اطلاعات کمی از فلسفه اسلامی و متون ناب اسلامی دارید که برای کوچکترین جنبه های زندگی انسان هم برنامه دارد به طوریکه در قرآن حتی به ذره الامثقال نیز اشاره شده است که شر و بدی و خیر و خوبی آن نیز در زندگی انسان تاثیر گذار است.و یا ینکه در جای دیگری از قرآن آمده که ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم قرآن انسان را به مام ترین راهها هدایت می کند. در این خصوص توصیه به شما مطالعه بیشتر و بهتر متون غنی اسلامی از جمله آثار ارزشمند استا مطهری است که خوتان نیز وی بعنوان یک چهره مقبول از آن یاد می کنید. واینکه می گویید فرهنگ غرب به عنوان یک ایدیولوژی انسان مدار توانسته است در مقابل اسلام ایستاده و برای بشریت سعادت را به ارمغان آورد؛ چنانچه بدیهی است و می بینیم و تاریخ هم بیانگر آن است اگر غرب به این پیشرفت و توسعه یافتگی رسیده است .بدلیل انتقال مفاهیم و علوم و روش های اسلامی به آن کشور ها در زمان جنگ های صلیبی و تصرف اندلس توسط کشور های اسلامی است . در غیر اینصورت غرب همچنان در تاریکی های نادا نی و جهالت زمان سلطه کلیسا و رنسانس باقی می ماند. و زمان بسیار طولانی تری برای خروج از این ذلالت نیاز داشت و چه بسا این زمان می توانست حتی تا به امروز نیز ادامه داشته باشد. برای من قابل هضم نیست چرا همه مواردی که از ضعف های ایدیولوژی و حکومت های غربی نظیر استفاده کالا گونه از زن و اصول ضد انسانی و بهره کشی از مردم و استعمارگری ای که آنها در جهان براه انداخته اند و صدها سال است منابع و انسانیت دیگر کشور ها را را به یغما میبرند نادیده می گیرید. زیر پا گذاشتن اصول بدیهی اخلاقی و بهره کشی ظالمانه از انسان فقط یکی از نقاط تضاد اسلام با غرب است که شما به راحتی از کنار آن گذشته و آنرا ورای مباحث خود می دانید. اما مباحث شما دقیقاً نیاز با بیان این مبانی دارد که شما بنا به دلایلی که خود بهتر می دانید و بیان این مسایل می تواند همه گفته های شما را مخدوش و از درحه اعتبار ساقط نماید آما شما با ظرافت هرچه تماتم تر از کنار آنها میگذرید تا به هدف خود برسید . اما اگر کسی با داشتن اندکی اطلاعات به گفته های شما دقت کند متوجه این امر می شود شود که شما با گفته هایی که دارای ابهامات زیادی است و از گفتن حقیقت طفره می رود سعی در القای امری را دارید که از بنیان اشتباه است. و چرا شما صدور انقلاب را که برای آگاهی بخشی به دیگر ملل مظلوم دنیاست و خود سببی برای تقویت نهضت اسلام گرایی است را نادرست می پنداربد مگر شما یک انسان معتقد به خدا نیستید که در 1400 سال پیش در قرآن گفته است اما بصورت دایم در حال گستردن و توسعه آسمان ها هسیتم و حالا پس هزاران سال تازه انسان با فن آوری هایی که با عقلی که خود خلقت خداوند و از عجایب خلقت است پی به توسعه آسمان ها و کهکشان ها برده است و اینرا کشف خود می داند در صورتیکه 1440 سال ق گذشته این موضوع را که از معجزات بدیهی قرآن است به پیامبر امی و درس نخوانده خود الهام کرده از و موارد از این دست اگر در قرآن سیر کنید بسیار دیده می شود. علی محمدی کارشناس ارشد جامعه شناسی 1395/10/10