پزشک طمعکار

در حال بارگذاری پخش کننده ...

شنوتو

0 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید
داستان با این بخش آغاز می شود :
"روزی روزگاری پیرزنی که به چشم درد مبتلا شده بود،پیش چشم پزشکی رفت و از او خواست تا چشمانش را معالجه کند و هر وقت چشمهای او کاملاً درمان شدند،دستمزدش را بگیرد.چشم پزشک قبول کرد و هر روز به خانه ی پیرزن می رفت و دارویی در چشم او می ریخت و بعد با پارچه ای چشمهای او را می بست ......"
حالا ادامه داستان را بشنوید . . . . .

برچسب های این فایل صوتی


نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان
    هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.