ﺳﻜﻮت ﺳﺮﺷﺎرازﻧﺎﮔﻔﺘﻪ هﺎﺳﺖ

در حال بارگذاری پخش کننده ...

ahmad shamloo

3 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید
سکوت سرشار از ناگفته هاستاشعار مارگوت بیگل با ترجمه و صدای  احمد شاملو   _______________دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواندرویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردو هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماندسکوت سرشار از سخنان ناگفته استاز حرکات ناکردهاعتراف به عشق های نهانو شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته استحقیقت تو و من________________برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنمکه چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیندگوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنودبرای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیردو زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشدو بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده استسخن بگوییم___________________گاه آنکه ما را به حقیقت می رساندخود از آن عاریستزیرا تنها حقیقت است که رهایی می بخشد____________________از بخت یاری ماست شاید، که آنچه که می خواهیمیا به دست نمی آیدیا از دست می گریزد___________________می خواهم آب شوم در گستره ی افقآنجا که دریا به آخر می رسدو آسمان آغاز می شودمی خواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یکی شوم_______________________حس می کنم و می دانمدست می سایم و می ترسمباور می کنم و امیدوارمکه هیچ چیز با آن به عناد بر نخیزد______________________چند بارامید بستی و دام برنهادیتا دستی یاری دهندهکلمه ای مهر آمیزنوازشی یا گوشی شنوا به چنگ آری؟چند بار دامت را تهی یافتی؟از پای منشینآماده شو! که دیگر بار و دیگر بار دام باز گستری ...____________________پس از سفر های بسیار وعبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان خیزبر آنم که در کنار تو لنگر افکنمبادبان برچینمپارو وانهمسکان رها کنمبه خلوت لنگرگاهت در آیمو در کنارت پهلو بگیرمآغوشت را بازیابم استواری امن زمین را زیر پای خویش...______________________پنجه درافکنده ایم با دستهایمانبه جای رها شدنسنگین سنگین بر دوش می کشیمبار دیگران رابه جای همراهی کردنشان!عشق ما نیازمند رهایی است نه تصاحب در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه...__________________هر مرگ اشارتی استبه حیاتی دیگراین همه پیچاین همه گذراین همه چراغاین همه علامتو همچنان استواری به وفادار ماندن به راهمخودمهدفمو به تو!وفایی که مرا و تو را به سوی هدف را می نماید_________________جویای راه خویش باش از این سان که منمدر تکاپوی انسان شدندر میان راه دیدار می کنیم حقیقت راآزادی راخود رادر میان راه می بالد و به بار می نشینددوستی ای که توانمان می دهدتا برای دیگران مأمنی باشیم و یاوریاین است راه ماتو و من___________________در وجود هر کس رازی بزرگ نهان استداستانی ، راهی ، بی راهه ایطرح افکندن این رازراز من و راز تو ، راز زندگیپاداش بزرگ تلاشی پر حاصل است_______________________بسیار وقت ها با یکدیگر از غم و شادیِِِ خویش سخن ساز می کنیماما در همه چیز رازی نیستگاه به سخن گفتن از زخم ها نیازی نیستسکوتِ ملال ها از راز ما سخن تواند گفت________________________به تو نگاه می کنم و می دانمتو تنها نیازمند یک نگاهی تا به تو دل دهدآسوده خاطرت کندبگشایدت تا به درآییمن پا پس می کشمو درِ نیم گشوده به روی تو بسته می شود_______________________پیش از آنکه به تنهایی خود پناه برماز دیگران شکوه آواز می کنمفریاد می کشم که ترکم گفتند!چرا از خود نمی پرسم:کسی را دارمکه احساسم رااندیشه و رویایم رازندگی ام را با او قسمت کنم؟آغاز جدا سری شاید از دیگران نبود____________________بی اعتمادی دری استخودستایی چفت و بست غرور استو تهی دستی دیوار است و لولاستزندانی را که در آن محبوس رآی خویشیمدلتنگی مان را برای آزادی و دلخواه دیگران بودناز رخنه هایش تنفس می کنیم_____________________تو و منتوان آن را یافتیم تا بر گشاییمتا خود را بگشاییمبر آنچه دلخواه من است حمله نمی برمخود را به تمامی بر آن می افکنماگر بر آنم تا دیگر بار و دیگر بار بر پای بتوانم خواستراهی به جز اینم نیست!_______________________

برچسب های این فایل صوتی


    هیچ برچسبی ثبت نشده است.

نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان
    هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.