ترانه‌ی شرقی

در حال بارگذاری پخش کننده ...

ahmad shamloo

1 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید
ترانه‌ی شرقی در انار ِ عطرآگین آسمانی متبلور هست.هر دانه ستاره‌یی است،هر پرده غروبی.آسمانی خشک و گرفتار در چنگ سالیان.انار پستانی را ماند که زمانش پوستواری کرده است تا نوکش به ستاره‌یی مبدل شود که باغستان‌ها راروشنی بخشد.کندویی‌ست خُرد که شان‌اش از ارغوان است:مگسان عسل آن را از دهان زنان پرداخته‌اند.چون بترکد خنده‌ی هزاران لب را رها خواهد کرد!انار دلی را ماند که بر کشتزارها می‌تپد،دلی شریف و خوار شمار که در آن، پرنده‌گان به خطر نمی‌افتند.دلی که پوست‌اش به سختی، همچون دل ماست،اما به آن که سوراخ‌اش کندعطر و خون ِ فروردین را هِبِه می‌کند.انارگنج جَنّ ِ سالخورده‌ی چمنزاران سرسبز است که در جنگلی پرت‌افتاده با پریزادی از آن نگهبانی می‌کند.  ــجنّ ِ سپید ریش جامه‌یی عقیقی دارد.انار گنجی است که برگ‌های سبز درخت نگهبانی می‌کنند:در اعماق، احجار گران‌بها و در دل و اندرون، طلایی مبهم.سنبله، نان است:مسیح متجسد، زنده و مرده.درخت زیتونشور ِ کار است و توانایی‌ست.سیب میوه‌ی شهوت است.میوه ، ابوالهول ِ گناه.چکاله‌ی قرن‌هاست که تماس با شیطان را حفظ می‌کند.نارنج از اندوه پلید گل‌ها سخنی می‌گوید،طلا و آتشی است که در پاکی ِ سپید ِ خویش، جانشین یکدیگر می‌شوند.تاک پرستش شهوات است که به تابستان منجمد می‌شود و کلیسایش تعمید می‌دهد تا از آن شراب مقدس بسازد.شابلوط‌ها آرامش خانواده‌اند.به چیزهای گذشته می‌مانند.هیمه‌های پیرند که ترک برمی‌دارندو زائرانی را مانند که راه گم کرده باشند.بلوط شعر است،صفای زمان‌های از کار رفته.و بِه ــ پریده رنگ طلایی ــآرامش سازگاری‌ست.انار اماخون است،خون قدسی ِ ملکوت،خون زمین است،مجروح از سوزن سیلاب‌هاخون تند ِ بادهاست که می‌آیند از قله‌ی سختی که بر آن چنگ درافکنده‌اند،خون اقیانوس ِ برآسوده و خون دریاچه‌ی خفته.ماقبل تاریخ ِ خونی که در رگ ما جاری‌ست در آن است.انگاره‌ی خون است محبوس در حبابی سخت و تُرُش که به شکلی مبهمطرح دلی را دارد و هیئت جمجمه‌ی انسانی را.انار شکسته!تو یکی شعله‌یی در دل ِ شاخ و برگ،خواهر جسمانی ِ ونوسی و خنده‌ی باغچه در باد!پروانه‌گان به گرد تو جمع می‌آیندچرا که آفتاب‌ات می‌پندارند،و از هراس آن که بسوزند کرمکان حقیر از تو دوری می‌گزینند.تو نور ِ حیاتی و ماده‌گی، میان میوه‌ها.ستاره‌یی روشن، که برق می‌زند بر کناره‌ی جویبار عاشق.چه قدر بی‌شباهتم به تو من ای شهوت شراره افکن بر چمن!

برچسب های این فایل صوتی


    هیچ برچسبی ثبت نشده است.

نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان