جبریل قدسی(سه ویل)

در حال بارگذاری پخش کننده ...

ahmad shamloo

1 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید
جبریل قدسی(سه ویل)بچه‌ی زیبای جگنی نرم،فراخ شانه، باریک اندام،رنگ و رویش از سیب ِ شبانه،درشت چشم و گس دهانو اعصابش از نقره‌ی سوزان از خلوت ِ کوچه می‌گذرد.کفش ِ سیاه ِ برقی‌اش به آهنگ مضاعفی که دردهای موجز ِ بهشتی را می‌سرایدکوکبی‌های یکدست را می‌شکند.بر سرتاسر ِ دریا کنار یکی نخل نیست که بدو ماند،نه شهریاری بر اورنگ نه ستاره‌یی تابان در گذر.چندان که سر بر سینه‌ی یَشم ِ خویش فروافکندشب به جست‌وجوی دشت‌ها برمی‌خیزد تا در برابرش به زانو درآید.تنها گیتارها به طنین درمی‌آینداز برای جبریل، ملک مقرب،خصم سوگند خورده‌ی بیدبُنان ورام کننده‌ی قُمریکان.هان، جبریل قدیس!کودک در بطن ِ مادر می‌گرید.از یاد مبر که جامه‌ات را کولیان به تو بخشیده‌اند.سروش پادشاهان مجوس،ماه رخسار و مسکین جامهبر ستاره‌یی که از کوچه‌ی تنگ فرا می‌رسد در فراز می‌کند.جبریل قدیس، مَلِک مقرب،که آمیزه‌ی لبخنده و سوسن است به دیدارش می‌آید.بر جلیقه‌ی گلبوته دوزی‌اش زنجره‌های پنهان می‌تپند و ستاره‌گان شب به خلخال‌ها مبدل می‌شوند._جبریل قدیس،اینک منم،زنی به سه میخ شادی مجروح! بر رخساره‌ی حیرت زده‌ام یاسمن‌ها را به تابش درمی‌آوری._خدایت نگهدارد ای سروش،ای زاده‌ی اعجاز!تو را پسری خواهم داد از ترکه‌های نسیم زیباتر._ جبریلک ِ عمرم، ای جبریل ِ نی‌نی ِ چشم‌های من!تا تو را بَرنشانم تختی از میخک‌های نو شکفته به خواب خواهم دید._خدایت نگه‌دارد ای سروش،ای ماه رخساره و مسکین جامه! پسرت را خالی خواهد بود و سه زخم بر سینه._تو چه تابانی، جبریل!جبریلک ِ عمر من!در عمق پستان‌هایم شیر گرمی را که فواره می‌زند احساس می‌کنم._خدات نگهدارد ای سروش، ای مادر ِ صد سلاله‌ی شاهی!در چشم‌های عقیم‌ات منظره‌ی سواری رنگ می‌گیرد.بر سینه‌ی هاتف ِ حیرت‌زده آواز می‌خواند کودک و در صدای ظریف‌اش سه مغز بادام سبز می‌لرزد.جبریل قدّیس از نردبانی بر آسمان بالا می‌رود و ستاره‌گان شب به جاودانه‌گان مبدل می‌شوند.

برچسب های این فایل صوتی


    هیچ برچسبی ثبت نشده است.

نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان
    هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.