پادکست نوروزیِ صادق زیباکلام ۲

در حال بارگذاری پخش کننده ...

صادق زیباکلام

4 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید
همچنان كه گفتيم نوروز، نوروز بود و اسلام هم اسلام بود. براي ايرانيان هر دو مطرح بودند. مثل امروز نبود كه عده‌اي با تمسك به نوروز خواسته باشند بغض و كينه‌شان را به اسلام نشان دهند و يا برعكس با تمسك به اسلام، ايران قبل از اسلام را تحقير كنند. اساساً نگاه به اين دو، نگاهي از سر بغض، رقابت و سياست نبود. رجال، درباريون، سلاطين، پادشاهان و اعيان و اشراف هنگام آغاز سال نو جلوس مي‌كردند و ديگران به ديدارشان مي‌رفتند. احتمالاً همين وضعيت براي بزرگان دين هم مي‌بود و مردم هنگام حلول سال جديد به ديدارشان مي‌رفتند. چون بوروكراسي و به تعبير درست‌تر، كارمند جماعت (اعم از شاغل در بخش خصوصي يا دولتي) وجود نداشتند، احتمالاً تعطيلي به معناي امروزه نبوده. بنابراين بعد از روز نخست كه ديدار با بزرگان صورت مي‌گرفته از فردا يا يكي دو روز ديگرش خلق به وضعيت سابق برمي‌گشتند. تا رسيديم به عصر پهلوي‌ها و قرن بيستم. يكي از سياست‌هاي فرهنگي رضاشاه احياي فرهنگ و تمدن ايران قبل از اسلام يا باستان‌گرايي بود. توجه به ايران قبل از اسلام براي رضاشاه و بسياري از دولتمردانش بيش از آنكه از باب رويارويي و رقابت با اسلام باشد، براي فراهم آوردن یک‌جور ايدئولوژي ايران باستان براي سلطنت مي‌بود؛ ايجاد یک‌جور «هويت ملي» براي نظام سياسي تازه ‌تأسیس‌شده (سلسله پهلوي) بود.
قطعاً اين سياست در جهت رويارويي با اسلام نبود چراکه دست‌كم در آن مقطع اسلام هيچ خطر، تهديد و تعارضي با حاكميت جديد نداشت. رضاشاه در تهران حكومت مي‌كرد و علما در قم و نجف به دنبال امور حوزوي خودشان بودند. مابینشان انس و الفت چنداني نبود اما درعین‌حال دشمني و درگيري و تعارضي هم نبود.
البته ممكن است در ميان برخي از مسئولان و صاحب‌نظران دوره احيا يا توجه به ايران قبل از اسلام، يك رگه‌هايي از ضديت با اسلام و اعراب بوده باشد. به‌هرحال آنچه مهم بود ابعاد عملي و اجرايي «باستان‌گرايي» بود. زدودن لغات عربي از فارسي و جايگزين كردن آن‌ها با تركيبات و الفاظ فارسي (كاري كه امروزه فرهنگستان جمهوري اسلامي هم انجام مي‌دهد)، توجه به مراسم، سنت‌ها، آداب‌ورسوم ايران قبل از اسلام، بزرگداشت شاهنامه و فردوسي، نوروز، آداب‌ورسوم جمشيد و...
البته فراموش نكنيم كه هدف اصلي حكومت رضاشاه از احياي ايران قبل از اسلام نه رويارويي با شريعت، بلكه همان‌طور كه گفتيم ايجاد يك پشتوانه ايدئولوژيك براي سلطنت و حكومت تازه بود. رضاشاه و مردانش بيش از آنكه هدفشان در احياي گذشته رويارويي با اسلام باشد در حقيقت به دنبال ايجاد اين فضا بودند كه ايران درمانده، تحقيرشده و عقب‌مانده عصر قاجار به سر آمده و هوايي تازه و فرهنگي تازه و عصری نوین در ايران به وجود آمده.
بگذريم. ازآنجاکه حكومت نه تلويزيون داشت، نه ماهواره‌اي بود و راديو هم مختص خواص بود و شايد در تهران پنج يا ۱۰درصد مردم بيشتر راديو نداشتند (چه برسد به شهرستان‌ها)، احياي فرهنگ و تمدن قبل از اسلام فقط در حد شمار معدودي از اعيان و اشراف بالأخص آنان كه مرتبط با حكومت بودند و يا در زمره بوروكراسي، قواي مسلحه و رجال بودند، رسوخ كرد. مردم عادي نه خيلي مجذوب و مفتون فرهنگ و تمدن ايران قبل از اسلام شدند، نه مفاتيح، زيارت شب جمعه، مراسم شب احيا و شام غريبان، تاسوعا و عاشورا را كنار گذاشتند و نه شاهنامه‌خوان شدند و نه اسامي فاطمه‌، زهرا، محمد، علي، حسن، حسين، جواد و حسينعلي را كنار گذاشتند و به‌جای آن طهمورث، جمشيد، كيكاووس، فريدون، منيژه، بيتا، شيوا يا پوراندخت را بر روي بچه‌هايشان گذاشتند.
اما اين همه داستان نبود. قشر يا گروه اجتماعي كه علي‌القاعده مشتری و یا خریدار فرهنگ پارسی مي‌شد، يعني تحصیل‌کرده‌ها و دانشگاهيان، اكسير حقيقت و شراب رهباني را در جاي ديگري يافتند. دكتر تقي ارانی و ساير روشنفكران و نخبگان سياسي عصر رضاشاه كه ازنظر رژيم علي‌القاعده مشتريان بالقوه پارسي‌گرايي بايد مي‌شدند، بيش از آنكه مفتون اوستا، شيفته تخت جمشيد و عيد نوروز شوند دل درگرو عشق با كارل ماركس و انديشه‌هاي فوئر باخ باختند؛ روال و روندي كه بعد از سقوط رضاشاه در شهريور۱۳۲۰ و فروپاشي ديكتاتوري خفقان‌آور حاكم بر ايران و ظهور فضاي باز سياسي در كشور شتاب‌ بيشتري به خود گرفت. اقبال پرشور و گسترده روشنفكران، دانشجويان، نويسندگان، نخبگان سياسي، هنرمندان، فعالان سياسي و آزاديخواهان به ادبيات چپ و ماركسيسم نه جايي براي فرهنگ و تمدن ايران قبل از اسلام باقي گذاشت و نه پارسي‌گرايي و باستان‌گرايي سكه‌اي داشت. بنابراين نوروز همچنان همان نوروز بود، نه چيزي به آن افزوده شده بود و نه ارج‌وقرب آن كاهش يافته بود. سالروز اول ماه مه (روز كارگر- ۱۱ارديبهشت)، سالروز انقلاب اكتبر (در روسيه)، سالروز «شهادت» دكتر تقي اراني، سالروز تولد کارل مارکس و لنین و... اگر براي نسل آرمان‌خواه و ایدئالیست چپ عصر بعد از رضاشاه از سالروز اول فروردين ارجمندتر نبود، يقيناً ارزش و اعتبار كمتري هم نداشتند. طرفه آنکه متفكران چپ تنها نكته ارزنده‌اي كه در ايران قبل از اسلام مي‌ديدند اسطوره قيام كاوه آهنگر در برابر ضحاك بود. كاوه سمبل پرولتاريا بود و ضحاك هم علي‌القاعده مصداق بورژوازي و سرمايه‌داري منحط.

برچسب های این فایل صوتی


نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان
    هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.