داستان کوتاه قفس-چوبک

در حال بارگذاری پخش کننده ...

امیر اردلان داودی

1 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید
داستان " قفس " روایت تلخی از دنیای سیاهی است که با میله های قفس محدود شده است.آنان که در داخل قفس زندگی می کنند ، هیچ گونه اِشرافی بر دنیای خارج از قفس ندارند و درک محدود آنها بر اضطرابشان می افزاید.چرا که تنها وسیله ی ارتباط آن ها با دنیای بیرون ، دستی است که می آید و قربانی برمی گزیند و می رود. اما این دست که به زیبایی نمادپردازی شده است ، چیست و از کجا می آید ؟ آیا دست بی رحم مرگ است یا دستی است که حاصل عملکرد خود ساکنان قفس است؟ کسی پاسخ این سوال را نمی داند .

برچسب های این فایل صوتی


نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان
  • کاربر مهمان
    کاربر مهمان :
    سلام، آقای امیراردلان داوودی داستان کوتاه قفس را با صدای شما شنیدم صدای گرمی دارید و واضح است که جنابعالی به ادبیات علاقه دارید اما لطف بفرمایید به موارد زیر دقت نمایید
    خون دَلَمه شده نه دُلمه شده
    پَر مرغ نه پُر مرغ
    پُر باد کرد نه پَر باد کرد
    تخم دَلَمه بی پوست خونینی وِل داد
    همچنین لطف فرموده به نحوه بیان این جملات و وابستگی کلمات دقت فرمایید
    بوی مرگ آلود آشنایی شنیدند
    از بیرون چشمی چون رادار آنها را راهنمایی کرد
    مرغ زیره ای پاکوتاهی
    همین طور به این جمله و نحوه بیان خودتان دقت فرمایید
    به قفس دروغ و مسخره قفس می نگریستند!
    دوست ارجمند در این که هدف نیکویی دارید جای هیچ تردیدی نیست اما لطفاً خودتان قضاوت بفرمایید
    به امید موفقیت شما و گوش دادن متن هایی صحیح و بی نقص