ای کاش که جای آرمیدن بودی

در حال بارگذاری پخش کننده ...

المیرا شاهان

4 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید
تو راه خودت را پیش می گیری و می روی. می روی و حواست به پشت سرت نیست. می روی و حواست نیست که من هنوز برایت دست تکان می دهم بعدِ خداحافظی. می روی و من از دور به قدم هایت نگاه می کنم که جایشان روی حال و هوای این لحظه ها می مانند و چشم هایت راه دیگری را دنبال می کنند. و این دست ها - این دست های تنها - بی قوت توی هوا لیز می خورند و می افتند. من گویی فرو ریخته باشم، روی پاهایی بی رمق می نشینم و تکه های شکسته ام را از روی زمین جمع می کنم و دست هام، زخم می شوند ..
تو راه خودت را پیش می گیری و می روی و من آهسته آهسته نبودنت را باور می کنم. تمام رؤیاهایی را که روزی به ذهنم آویخته بودم، دانه دانه می چینم و می گذارمشان توی دوتا چشم تا شب ها خواب تو را ببینند و رؤیای یک خیابان را - که با گذشت روزها و ماه ها هنوز روح ما را گروگان گرفته است در خود - و این دست های من اند که اشک هایم را بغل می کنند بی آن که تاب نبودنت را داشته باشند ...
تو راه خودت را پیش می گیری و می روی و زمین زیر پای خودش هزار مرتبه می لرزد و دریاها در خودشان غرق می شوند و کوه ها که حل کردنِ غصه در خود را نمی دانند همچون گـَرد، روی سر من فرو می ریزند.
تو راه خودت را پیش می گیری و می روی و من راه خودم را پیش نمی گیرم و می مانم. و این تو هستی که سیبِ حسرتی می شوی و جا خوش می کنی در گلوی تمامِ لحظه ها ...

برچسب های این فایل صوتی


نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان
    هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.