ما همان جمع پراکنده

در حال بارگذاری پخش کننده ...

فریدون مشیری

3 نفر این پادکست صوتی را پسندیدند
  پخش در تلگرام در تلگرام بشنوید


ما همان جمع پراکنده

با یاد نیما سراینده ی " آی آدمها "

با صدای : فریدون مشیری

_______________________________________

موج، می آمد، چون كوه و به ساحل می خورد !

از دل تیره امواج بلند آوا،

كه غریقی را در خویش فرو می برد،

و غریوش را با مشت فرو می كشت،

نعره ای خسته و خونین ، بشریت را،

به كمك می طلبید :

آی آدمها...

آی آدمها ...

ما شنیدیم و به یاری نشتابیدیم!

به خیالی كه قضا،

به گمانی كه قدر، بر سر آن خسته ، گذاری بكند!

دستی از غیب برون آید و كاری بكند

هیچ یك حتی از جای نجنبیدیم !

آستین ها را بالا نزدیم

دست آن غرقه در امواج بلا را نگرفتیم،

تا از آن مهلكه - شاید - برهانیمش،

به كناری برسانیمش ...!

موج، می آمد، چون كوه و به ساحل می ریخت .

با غریوی،

كه به خاموشی می پیوست .

با غریقی كه در آن ورطه، به كف ها، به هوا

چنگ می زد، می آویخت ...

ما نمی دانستیم

این كه در چنبر گرداب، گرفتار شده است ،

این نگونبخت كه اینگونه نگونسار شده است ،

این منم،

این تو،

آن همسایه،

آن انسان!

این مائیم !

ما،

همان جمع پراكنده،

همان تنها،

آن تنها هائیم !

همه خاموش نشستیم و تماشا كردیم .

آن صدا، اما خاموش نشد .

"آی آدم ها"

" آی آدم ها"...

آن صدا، هرگز خاموش نخواهد شد ،

آن صدا، در همه جا دائم، در پرواز است !

تا به دنیا دلی از هول ستم می لرزد،

خاطری آشفته ست،

دیده ای گریان است،

هر كجا دست نیاز بشری هست دراز؛

آن صدا در همه آفاق طنین انداز ست .

آه، اگر با دل وجان، گوش كنیم،

آه اگر وسوسه نان را، یك لحظه فراموش كنیم،

" آی آدم ها " را

در همه جا می شنویم .

در پی آن همه خون، كه بر این خاك چكید،

ننگ مان باد این جان !

شرم مان باد این نان !

ما نشستیم و تماشا كردیم !

در شب تار جهان

در گذركاهی، تا این حد ظلمانی و توفانی !

در دل این همه آشوب و پریشانی

این از پای فرو می افتد،

این كه بردار نگونسار شده ست،

این كه با مرگ درافتاده است،

این هزاران وهزاران كه فرو افتادند؛

این منم،

این تو،

آن همسایه !

برچسب های این فایل صوتی


    هیچ برچسبی ثبت نشده است.

نظرات کاربران درباره این فایل صوتی


کاربر مهمان
    هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.