میز، میز است

در حال بارگذاری پخش کننده ...

داستان شب

این مجموعه صوتی 1 بار پسندیده شده
داستان میز میز است

نویسنده : پیتر بیکسل

برگردان : بهزاد کشمیری پور

خوانش : سارا سراب

می‌خواهم داستان پیرمردی را تعریف کنم. داستان مردی که دیگر حتی یک کلمه هم حرف نمی‌زند. مردی که چهره‌ای خسته دارد. خسته‌تر از آنکه حتی بخندد و یا عصبانی بشود.

او در شهر کوچکی، آخر یک خیابان یا نزدیک یک چهارراه، زندگی می‌کند. راستش تقریباً به زحمتش هم نمی‌ارزد که او را توصیف کنم، همه چیزش مثل دیگران است. کلاهی خاکستری به سر دارد، شلواری خاکستری به پا و نیم‌تنه خاکستری به تن. زمستان‌ها هم پالتوی بلند خاکستری می‌پوشد. گردن باریکش پوست خشک و چروکیده‌ای دارد و یقه سفید پیراهنش زیادی گشاد است...

برچسب های این مجموعه صوتی


نظرات کاربران درباره این مجموعه صوتی


کاربر مهمان