همه لب

در حال بارگذاری پخش کننده ...

داستان شب

این مجموعه صوتی 0 بار پسندیده شده
یکی بود یکی نبود

همه لب

هیچ کس در خانه ما لب ندارد. دست کم در رگ چینی من چنین است. فقط من هستم که لب دارم . آن هم چه لبی . لب های آن قدر گنده که راه نفسم را بند می آورد. هر کدام از عکس های یادگاری خانوادگی مان را که نگاه کنید، برادرها و خواهرم را می بینید که لبخند می زنند ...

برچسب های این مجموعه صوتی


نظرات کاربران درباره این مجموعه صوتی


کاربر مهمان
    هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.