اگه دانشگاه نرم، پس چی کار کنم؟

در حال بارگذاری پخش کننده ...

بیست تا سی

این مجموعه صوتی 0 بار پسندیده شده
  ارسال در تلگرام در تلگرام بشنوید
هفتاد و یکمین رویداد بیست‌تاسی با عنوان «اگه دانشگاه نرم، پس چی کار کنم؟!»، یک‌شنبه، 28 شهریور با حضور مهدی صالحی و محمدمهدی باقری، پایه‌گذاران «ویراستاران» برگزار شد.

***

این روزها،بیشترِ ما فکر می‌کنیم که راه موفقیت، پیدا کردن شغلی نون‌وآب‌دار، خوشحال‌بودن، پولدارشدن و... از دانشگاه می‌گذرد.

تب دانشگاه‌رفتن و مدرک‌گرفتن آن‌قدر بالا گرفته که هر گوشه‌وکناری می‌توان ساختمان دانشگاهی را دید؛ تا آنجاکه گاه فکر می‌کنی تعداد شعبه‌ها یا ساختمان‌های دانشگاه‌ها در ایران، بعد از سوپرمارکت‌ها و شعبه‌های بانک‌ها،در رتبهٔ سوم جا خوش کرده‌اند.



اما آیا واقعاً تنها راه برای موفق‌شدن در زندگی، خوشحال‌شدن، شغل‌داشتن و...

پوشیدن ردای دانشجویی است.

یا جز دانشگاه، کارهای دیگری هم می‌شود کرد که هم برای جامعه #مفید باشیم و هم خودمان خوشحال باشیم؟

در این نشست تلاش خواهیم کرد

به این سوال بپردازیم که

«چرا دانشگاه[رفتن] مهم است؟»

«دانشگاه چه مزیت‌هایی برای ما دارد و ندارد؟»

و «آیا همه راه‌ها به دانشگاه‌ ختم می‌شود؟»



در این نشست محمد نجفی، عضو تیم «بیست‌تاسی»، مربی توسعه فردی و دانش‌آموخته فلسفه از دانشگاه تهران

و محمدمهدی باقری و مهدی صالحی، پایه‌گذاران «ویراستاران» (viraiesh.ir) و دانش‌آموختگان دانشگاه تهران

در جایگاه تسهیلگر در گفت‌وگوها حضور داشتند.

برچسب های این مجموعه صوتی


نظرات کاربران درباره این مجموعه صوتی


کاربر مهمان
  • کاربر مهمان
    کاربر مهمان :
    سلام باستانپور هستم، من دانشگاه نرفتم، به دلایلی، اما دانش فنی امور مختلفی را آموختم، در کار کشاورزی با تجربیاتی قابل عرض، در کارگروههای زیادی شرکت داشتم، بدی کار این بود که اگر قرار بود با سازمانهای دولتی کار کنم، باید مدرک دانشگاهی میداشتم، چون در حوزه کشاورزی باید زیر نظر مستقیم جهاد و نظام مهندسی کشاورزی کار کنیم، باید با دوست همکارم که دکتری کشاورزی داشت و به عنوان زیرمجموعه ایشان خدماتم را عرضه میکردم، در اصل، کار از من بود و بهره برداری مالی و اسمی نصیب تحصیل کرده هایی میشد که حتی توان تجویز یک دوره تغذیه برای گیاه آسیب دیده را نداشتند.
    بارها ازین بابت به مشکل برخوردم، آخرین بار امسال بود که در همایش دبیران نوآور من درجایگاه اولین کسی که درس کشاورزی در مدرسه را نوشته و تدریس میکنم، با برخورد قهری دکتر نوری سخنران همایش مواجه شدم، ایشان از مدرک تحصیلی من سوال کردند، و وقتی اعلام کردم که دانش کشاورزی را در فنی و حرفه ای بصورت تجربی آموخته ام، با عکس العمل تحقیرآمیز و تند ایشان مواجه شدم که حتی آموزش و پرورش و مسیولان مدرسه را زیر سوال بردند. این اولین بار نیست که با این برخورد تند افراد تحصیلکرده مواجه میشوم، اما در بیشتر مواقع توانسته ام افراد را مجاب کنم که تجربیات توام با دانش میتواند حرف اول را بزند، ولی باز هم حقی که باید از جامعه مدرک زده نگرفته ام، بارها به فکر افتاده ام که به دانشگاه برم، اما هربار با تعصب ازین کار صرف نظر کرده ام، البته 50 درصد بدلیل مشغله هایم بوده، وقتی در مرکز تحقیقات کشاورزی و سازمان استاندارد با 36 عنوان کتاب که درباره استاندارد تولید محصولات کشاورزی و دامی، به عنوان بانوی کارآمد استان البرز معرفی شدم، و اعلام کردم که مدرک تحصیلی من دیپلم است و شغلم خانه داری، تعجب استادان فن و مهمانان برانگیخته شد، و اعلام کردم که اگر بانویی بخواهد، حتی در کنار دیگ و دیگچه آشپزخانه اش هم میتواند پله های موفقیت را با افتخار طی کند. فکر کنم توانسته باشم نگاه افراد را به شغل خانه داری و بعد مدرک دیپلم تا حدودی سامان ببخشم. الان هم با طی دوره های متعدد ویرایش برای به روزرسانی اطلاعاتم، با 41 عنوان کتاب در کارنامه ام (البته این فقط تعداد کتابهایی است که نام من در آنها به عنوان ویراستار یا پدیدآور نوشته شده) عضو سرای اهل قلم هستم. اعتقادم این است که مدرک دانشگاهی مرا در یک یا درنهایت چند رشته محدود میکرد، ولی حالا آزادانه به هر علمی که بخواهم دسترسی پیدا میکنم، بدون اینکه از نداشتن مدرک دهان پرکنی در آن رشته واهمه ای داشته باشم.
    اگر دانشگاه نرم اول انگیزه خود را تقویت کرده، و بعد در کسب مهارت لازم در آن هدف توانمندی خود را متبلور میکنم.
    از متن جلسه شما خیلی خوشم آمد و الان تمام مباحث را گوش کردم، دیدگاه هایتان جالب بود، اما باز هم ایجاد یک اعتماد قوی به اینکه فرد می تواند در اجتماع کنونی با موفقیت به هدفش دست یابد، باید ملموس و واقعی باشد؛ چون بسیاری از مشاغل در کشور ما هنوز محلی از اِعراب ندارند. ببخشید که دلم پر از حرف بود.