یک شب گرم

در حال بارگذاری پخش کننده ...

داستان شب

این کتاب صوتی 1 بار پسندیده شده
یادم نیست چند سال پیش بود شاید 15 یا 20 سال پیش . من توی خونم نشسته بودم . یک شب گرم تابستونی کسل کننده از خونه زدم بیرون و اومدم توی خیابون. از وقت شام گذشته بود و بیشتر مردم توی خونه هاشون نشسته بودند و تلویزیون تماشا می کردند...

داستان "یک شب گرم"

نویسنده : چالز بوکوفسکی

برگردان : بهمن کیارستمی

خوانش : مهرداد محتشم

برچسب های این کتاب صوتی


نظرات کاربران درباره این کتاب صوتی


کاربر مهمان
    هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.